۱۳۹۷ مرداد ۲۰, شنبه

یک اثر ادبی که موجب گردید تا بیشتر از 2000 تن خودکشی نمایند


اروپا در سال 1774 دچار یک موج مرموز خودکشی گردید. در آن سال بیشتر از 2000 مرد جوان دست به خودکشی زدند. کشور های اروپایی تلاش نمودند تا سرچشمۀ الهام این موج خودکشی ها که یک رومان بود را از میان بردارند.

این رومان نوشتۀ (گویته) Goethe نویسندۀ جوان آلمانی بود.
در اوآخر قرن هژده یک "مریضی ساری" در اروپا منتشر گردید طوری که یک تعداد زیادی از جوانان وابسته به طبقۀ بالای جامعه دست به خودکشی زدند. این افراد هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند ولی با آنهم از عین شیوه برای خودکشی استفاده میکردند:
آنها همه بالاپوش های آبی و پطلون های کوتاۀ زرد رنگ به تن داشته و با شلیک گلوله توسط یک تفنگچه به سر های شان، خودکشی میکردند. آنها همچنان در هنگام خودکشی یک نسخه از کتاب "رنج های ورتر جوان" یا Die Leiden des jungen Werthers نوشتۀ گویته را نیز بدست داشتند.
این رومان در سال 1774 نشر گردید. زمانی که نویسنده، رومان خود را تمام میکرد در مورد نتایج خونباری که این کتاب آن را سبب میگردید، کوچکترین اطلاعی هم نداشت. در واقع  او در این هنگام در خارج از آلمان اصلاَ شهرتی نداشت.
(ورتر) خودکشی میکند
داستان (ورتر) قسماَ بنا یافته است بر اساس عشق ناکام خود نویسنده نسبت به دختری به اسم (شرلوت بف) Charlotte Buff  که سه سال از او جوانتر بود.
خواننده در این کتاب در مورد (ورتر) جوان و عشق آتشین ولی ناکام او در برابر (لوت) Lotte میخواند. (ورتر) در مورد بازدیدش از دهکدۀ رویایی (والهایم) Walheim ، طبیعت آن، زندگی سادۀ مردم آنجا و دختری جوانی بنام (لوت) میگوید. دختری که او در همان لحظۀ دیدار عاشقش میشود.
اما از بخت بد که (لوت) از قبل با مردی به اسم (البرت) نامزد است که از یازده سال از او بزرگتر میباشد. به همین دلیل (ورتر) با وجود عشق آتشین خود نسبت به (لوت) این مطلب را درک میکند که (لوت) هرگز از او نخواهد شد. زمانی که (لوت) و با هم (البرت) ازدواج میکنند درد عشق برای (ورتر) شدیدتر شده و او در عالم ناتوانی در حالی که نمی تواند احساسات اش را کنترول کند، دست به خودکشی میزند.
او در آخرین نامه اش به (لوت) مینویسد: " ساعت دوازده است و تفنگچه نیز آماده میباشد. من قطعاَ میگویم، لوت ! خداحافظ ! خدا حافظ لوت !" سپس او با شلیک نمودن گلوله به سرش خودکشی میکند.
یوهان گویته نویسندۀ کتاب، این رومانش را صرفاَ در چهار هفته نوشت و مبدل شدن آن  به "پُرفروش ترین کتاب" نیز زمانی زیادی را در بر نگرفت.
جوانان اروپایی علاقۀ زیادی به داستان غم انگیز عشقی "رنج های ورتر جوان" داشتند. امروز این داستان یکی از آثار اصلی در نهضت ادبی رومانتیک آلمان بنام Sturm und Drang یا "طوفان و تنش" شمرده میشود.
این نهضت نشانۀ برخورد در برابر عقلانیت و حکمت سرد و کرختی بود که در اوآخر قرن هژده حکمروایی داشت. گویته نخستین نویسندۀ بود که لب به توصیف عشق درد آلود و آتشین جوانان گشود. در زمان باید احساسات کاملاَ مخفی نگهداشته میشد.
ناپلئون این کتاب در سفر هایش با خود داشت
احساسات تند (ورتر) مستقیماَ وارد قلب های جوانان اروپایی میگرددید و شهرت این ررومان به شکل زاید الوصفی ازدیاد مییافت.
این کتاب به یکی از بزرگترین مسایل مورد بحث آن زمان مبدل گردید، حتی نزد ناپلئون بناپارت. گفته میشود او آنچنان عاشق این کتاب بود که در جریان اکثریت لشکرکشی هایش، یک جلد آن را با خود به همراه داشت.
کلیسا از موج خودکشی ها به هراس افتاد
اما همه مردم عاشق این کتاب نبودند. تعداد زیادی از نویسنده های آن زمان به این باور بودند که (ورتر) عقاید  آن زمان نسبت به خردگرایی و عقل به عنوان وسیلۀ برای حل مشکلات زندگی را نقض نموده است. کلیسا از آن ترس داشت که اگر جوانان اجازه داشته باشند احساسات شان را بیان نمایند ممکن به طرف بربادی سوق شوند. به همین دلیل کلیسا نیز این کتاب را تقبیح نمود.
خودکشی برای مسیحیان در قرن هژده یکی از بزرگترین گناهان شمرده میشد و به همین دلیل کلیسا از آن ترس داشت که توضیحات (گویته) در مورد خودکشی، جوانان را بفریبد تا از مثال خودکشی (ورتر) پیروی نمایند.
اما دیری نگذشته بود که این ترس کلیسا به اثبات رسید. در نخستین موج این تلاطم تعدادی زیادی از جوانان طبقۀ بالای جامعه در اروپا دست به خودکشی زدند.
جوانان، مردان عاشق بخت بد که خود را در شرایط (ورتر) احساس میکردند، معمولاَ مانند (ورتر) به سر خود شلیک مینمودند.
گویته در مورد کتابش هشدار داد
مورخان تخمین زده اند که حدودی 2000 جوان بعد از خواندن کتاب "رنج های ورتر جوان" دست به خودکشی زده اند، اما هیچکسی تعداد دقیق آنها را نمی داند.
کشور های اروپایی با نگرانی حادثات روزافزون خودکشی را تعقیب نموده و از جمله دولت های بایرن، زاکسن Saxony، اتریش و دنمارک ـ ناروی این کتاب را ممنوع اعلام نمودند. حتی خود گویته نیز اعتراف می نمود که کتابش تاثیر زیان باری بالای جوانان داشته است. به همین دلیل او در چاپ دوم کتابش این هشدار را نوشت "مرد باش، از من پیروی نکن !".
با سقوط تب ـ ورتر و کاهش واقعات خودکشی، پخش این کتاب در کشور های که قبلاَ ممنوع اعلام گردیده بود، دوباره آغاز گردید. آخرین کشوری که این ممنوعیت را برداشت ناروی بود که در سال 1820 این کار را انجام داد.
امروز کتاب "رنج های ورتر جوان" در میان مشهورترین آثار ادبی جهان جایگاۀ خودش را دارد.
ترجمه از احمد ضیا دانش
منبع
https://varldenshistoria.se/kultur/konst/skonlitteratur-orsakade-mer-an-2000-sjalvmord